پررنگ صفتی است که برای توصیف چیزی به کار میرود که شدت رنگ آن زیاد و چشمگیر است و توجه بیننده را به خود جلب میکند. این واژه نشاندهنده وضوح، غلظت و برجستگی رنگ در یک شیء، تصویر، نوشته یا طراحی است و معمولاً با تضاد یا تفاوت نسبت به رنگهای کمرنگتر سنجیده میشود. پررنگ بودن میتواند در هنر، طراحی گرافیکی، نقاشی، مد و حتی نوشتهها کاربرد داشته باشد تا بخشهای مهم یا شاخص را برجسته کند. در طراحی و چاپ، استفاده از چنین رنگهایی باعث افزایش خوانایی و تأکید بر جزئیات کلیدی میشود و چشم را به سمت نقاط مهم هدایت میکند. پررنگ بودن همچنین میتواند احساس قدرت، انرژی و هیجان را در مخاطب ایجاد کند و محیط یا اثر هنری را زندهتر نشان دهد. این ویژگی در ترکیب با رنگهای دیگر یا با تغییر شدت نور، جلوههای بصری متنوعی خلق میکند و امکان بازی با کنتراست و تعادل بصری را فراهم میسازد. از نظر علمی، پررنگ بودن مربوط به غلظت پیگمنتها و میزان بازتاب نور از سطح جسم است که باعث تشدید درک رنگ میشود. این صفت علاوه بر بعد بصری، گاهی به شکل استعاری نیز به کار میرود و معنای اهمیت، وضوح یا شدت ویژگیهای دیگر، مانند تأثیر، احساس یا صدا، را منتقل میکند.
پر رنگ
لغت نامه دهخدا
پررنگ. [ پ ُرْ، رَ ] ( ص مرکب ) که رنگ سیر دارد. که رنگ تند دارد. سیر. مقابل کم رنگ: چای پررنگ.
فرهنگ عمید
آنچه رنگ تند و تیره دارد.
فرهنگ فارسی
( صفت ) که رنگ تند دارد که سیر رنگ است مقابل کم رنگ: چای پر رنگ.
جمله سازی با پر رنگ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز مرغان دشت پر رنگ مطر ز شعر کرکانی ز سوسن باغ پر و شی مزعفر شهر آزاری
💡 گرد خرامت از چمن برد طراوت بهار گل زحیا عرق کند تا پر رنگ تر شود
💡 به رنگ شمع بهار حضور خلوت و محفل شکستی از پر رنگ آشکار کردم و دیدم
💡 قصد این قرارگاه حضور پر رنگ در پروژههایی است که در مناطق مرزی و صعب العبور و محروم واقع شده و بخش خصوصی حاضر به کار در آن مناطق نیست.
💡 بیخودی گل میکند از پردهٔ آزادیم میشود برق نظر بال و پر رنگ چراغ