پایشنه

لغت نامه دهخدا

پایشنه. [ ی ِ ن َ/ ن ِ ] ( اِ ) پاشنه: و ساق مر دلو را و دوپای و پایشنه حوت را. ( التفهیم ). سر او حمل و پایشنه پای سوی او آورده. ( التفهیم ). [ زحل دلالت کند بر ] کوتاه انگشت پیچیده ساق بزرگ پایشنه. ( التفهیم ).

فرهنگ عمید

= پاشنه

فرهنگ فارسی

( اسم ) پاشنه

جمله سازی با پایشنه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا هیچ زن نیابی آن کن که مر تراست از فرق تابساق وز پایشنه تا بگوش