پاپیچ

لغت نامه دهخدا

پاپیچ. ( ن مف مرکب، اِ مرکب ) پاتابه. بادیج. پالیک. || ( نف مرکب ) پای پیچنده. به پای پیچنده.
- عمل کسی پاپیچ او شدن؛ نتیجه گناهی عاید او گردیدن.

فرهنگ معین

(اِمر. ) ۱ - نواری که به ساق پا پیچند، چارق. ۲ - کنایه از: مزاحم.

فرهنگ عمید

۱. هر چیزی که به پا بپیچند، آنچه به پا بپیچند.
۲. نواری که به ساق پا می پیچند، مُچ پیچ.

فرهنگ فارسی

آنچه بپابپیچند، نواری که به ساق پابندند، مچ پیچ
( اسم ) عشقه
پاتابه بادیج

ویکی واژه

نواری که به ساق پا پیچند، چار
کنایه از: مزاحم.

جمله سازی با پاپیچ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لباس مردان باصری تا پیش از تغییر پوشاک در ایران ارخالِق بود. به جای جوراب از پاپیچ استفاده می‌شد و مَلِکی (گیوه) نیز نقش کفش را داشت. لباس زنان باصری که تاکنون نیز استفاده می‌شود شامل پیراهنی بلند و دامنی چین‌دار به نام «تومون» می‌باشد. «چارقد» نیز به عنوان پوشش سر استفاده می‌شود. آن‌ها در زمستان روی پیراهن پوششی آستردار به نام «کُردین» به تن می‌کنند تا از سرما محفوظ بمانند.

هول یعنی چه؟
هول یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز