ورودیه
مترادفها
ورودی، هزینه ورود
متضادها
خروجی
لغت نامه دهخدا
ورودیه. [ وُ دی ی َ / ی ِ ] ( از ع، اِ ) حق و پولی که بابت وارد شدن به جایی باید پرداخت: ورودیه برای رفتن به باغ وحش. حق دخول در جایی. مانند انجمن،مدرسه، و غیره. حق الورود. ( از فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ معین
(وُ یِّ ) [ ازع. ] (اِ. ) حق وجهی که بابت داخل شدن در جایی پرداخت می شود، حق الورود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) حق دخول در جایی ( انجمن مدرسه و غیره ) حق الورود.
ویکی واژه
حق وجهی که بابت داخل شدن در جایی پرداخت میشود، حق الورود.
جمله سازی با ورودیه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بازدید از موزه بریتانیا، مجانی است و پولی بابت بلیط یا ورودیه دریافت نمیشود اما در برخی نمایشگاههای ویژه، برای برخی از آثار ویژه و تخصصی که از دیگر موزههای معتبر جهان به امانت گرفته میشوند، بازدید به صورت مجانی نخواهد بود و پولی بابت بازدید از برخی نمایشگاههای موقتی که به صورت امانتی گردآوری شدهاند، دریافت میشود.
💡 بسیاری از دانشآموزان پس از سالها تلاش سخت و مطالعه مداوم، موفق شدند که برگه ورودیه دانشگاههای معتبر و دولتی را دریافت کنند.
💡 برای شرکت در این آزمون بسیار حساس و مهم، شما باید حتماً قبل از ساعت مقرر، برگه ورودیه خود را به مسئولین مربوطه ارائه دهید.
💡 اگر نتوانید برگه ورودیه را در زمان مشخص شده به دفتر امتحانات تحویل دهید، اجازه حضور در جلسه آزمون به شما داده نخواهد شد.