لغت نامه دهخدا
( وبنة ) وبنة. [ وَ ن َ ] ( ع اِ ) رنج. || ( اِمص ) گرسنگی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
( وبنة ) وبنة. [ وَ ن َ ] ( ع اِ ) رنج. || ( اِمص ) گرسنگی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
رنج یا گرسنگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر که سی سالْ هنیشْت بُوئم سری مَیْ حاصل چیه؟ آخرْ وبنه گورستونْ بی
💡 تخوار آن زمان پیش خسرو رسید که گنج وبنه زان سوی پل کشید