لغت نامه دهخدا
واهب الصور. [ هَِ بُص ْ ص ُ وَ ] ( ع ص مرکب ) مصور. صورت بخش. بخشنده صورتها. چهره آرای.
واهب الصور. [ هَِ بُص ْ ص ُ وَ ] ( اِخ ) نامی که فلاسفه به باری تعالی دهند. نامی از نامهای صفات باری نزد حکمای مشائی. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
واهب الصور. [ هَِ بُص ْ ص ُ وَ ] ( ع ص مرکب ) مصور. صورت بخش. بخشنده صورتها. چهره آرای.
واهب الصور. [ هَِ بُص ْ ص ُ وَ ] ( اِخ ) نامی که فلاسفه به باری تعالی دهند. نامی از نامهای صفات باری نزد حکمای مشائی. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
بخشندۀ صورت ها، از صفات باری تعالی.
۱- بخشنده صورتها. ۲- از صفات خدای تعالی است.
مصور. صورت بخش. چهره آرای
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زانکه از واهب الصور دل و تن همه نیکوست «الذی احسن»
💡 حقیقت- چون موجودات، از واهب الصور احسن الصور آوردهاند که: الذی احسن کل شییء خلقه. صورت احسن بدن ظاهر است، و آرایش آن اسلام و دین: صبغة اللّه و من احسن من اللّه صبغة و صورت احسن نفس معرفت وآرایش آن ایمان است: اولئک کتب فی قلوبهم الایمان.