لغت نامه دهخدا
والاجناب. [ ج َ] ( ص مرکب ) والاحضرت. عالی مقام. والاشان:
بلبل گفتا که گل به ز شکوفه است از آنک
شاخ جنیبت کش است گل شده والاجناب.خاقانی.
والاجناب. [ ج َ] ( ص مرکب ) والاحضرت. عالی مقام. والاشان:
بلبل گفتا که گل به ز شکوفه است از آنک
شاخ جنیبت کش است گل شده والاجناب.خاقانی.
بلندآستان، عالی مقام.
💡 درگه وی آفتابستی و دیگر اختران همچو حربا رخ بر این والاجناب انداخته