هندوانی
لغت نامه دهخدا
هندوانی. [ هَِ دُ / هَُ دُ ] ( ص نسبی ) هندی. از هندوستان. هندو. ( یادداشت مؤلف ):
چو سوسن بود تیغ هندوانی
از او بارنده سیل ارغوانی.فخرالدین اسعد.ابوصالح بن شعیب از زبان هندوانی به تازی ترجمه کرده است. ( مجمل التواریخ و القصص ). || شمشیر منسوب به هنود. ( منتهی الارب ):
دو دندان میان دو لب چون نیامی
که ناگه از او برکشی هندوانی.منوچهری.|| منسوب به ناحیه هندوان بلخ. ( سمعانی ).
فرهنگ عمید
۱. ساخته شده در هند.
۲. (اسم ) [مجاز] شمشیری که در هند می ساخته اند: زبان در میان دو لب چون نیامی / که ناگه از او برکشی هندوانی (منوچهری: ۱۳۹ ).
فرهنگ فارسی
۱- ( صفت ) منسوب به هند( و آن نسبت شاذی است درعربی ): سیف هندوانی. ۲- ( اسم ) شمشیرهندی: زبان در میان دو لب چون نیامی که ناگه ازو بر کشی هندوانی. ( منوچهری )
جمله سازی با هندوانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تو که یوسف زمانی چه میان هندوانی برو آینه طلب کن بنگر که روی بینی
💡 بسا مخالف دولتکه شاه مالِشِ او به تیر و ناوک آن تیغ هندوانی داد