لغت نامه دهخدا
هم میهن. [ هََ هََ ] ( ص مرکب ) هم وطن. همخاک. دو تن که از یک کشور باشند. ج، هم میهنان.
هم میهن. [ هََ هََ ] ( ص مرکب ) هم وطن. همخاک. دو تن که از یک کشور باشند. ج، هم میهنان.
دو یا چند تن که اهل یک کشور باشند، هم وطن.
( صفت ) دو یا چند تن که دارای یک میهن باشند ( نسبت بهم ) هم وطن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تابستان ۸۶ به جز ایلنا دو رسانه غیردولتی دیگر روزنامههای شرق و هم میهن نیز توقیف شدند. وزیر ارشاد ۶ مرداد ۸۶ ادعا کرد که: «این توقیفها با دخالت مستقیم دستگاه قضایی انجام شده و در این زمینه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هیچ دخالتی نداشتهاست.»
💡 ۱۶ مرداد، ۱۱۲ تن از نمایندگان مجلس در نامهای به رئیس قوه قضائیه نسبت به توقیف ایلنا، هم میهن و شرق اعتراض کردند.
💡 ۳۱ مردادماه سید جلال یحیی زاده عضو کمیسیون فرهنگی از بررسی پرونده هم میهن و ایلنا در جلسه مشترک با وزیر ارشاد خبر داد، اما وی بعد از این جلسه اظهار داشت که بررسی مشترک به نتیجهای نرسیدهاست.