لغت نامه دهخدا
هدد. [ هََ دَ ] ( ع اِ ) آواز سخت و درشت. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
هدد. [ هََ دَ ] ( ع اِ ) آواز سخت و درشت. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
آواز سخت و درشت
[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۱(بار)
. هدّ منهدم کردن و منهد شدن است با شدت صوت «اَلْهَّدُ: اَلْهَدْمُ بِشِدَّةِ صَوْتٍ». «هَداً» در آیه ممکن است در جای حال باشد به معنی مهدوة و شاید مفعول و در تقدیر«تَهُدُّ هَدّاً» باشد یعنی: نزدیک است از نسبت فرزند به خدا آسمانها پاره پاره شود و زمین شکافته شده و کوهها ساقط و منهدم گردند. این لفظ فقط یکبار در کلام الله آمده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بعشا آنگاه که خیالش از همسایگان شمالیاش که آرامیهای دمشق بودند آسودهشد، به سوی جنوب توجهنمود. او با آسا پادشاه یهودیه به جنگ پرداخت و با فتح منطقهٔ رمه در ارتفاعات شمالی اورشلیم و ساخت استحکاماتی در آنجا دست به تهدید این شهر زد. در چاره برای دفع او، آسا نیز بن هدد یکم پادشاه دمشق را فریفت تا پیمان دوستیاش با بعشا را بشکند و بر اسرائیل بتازد. اینگونه بعشا ناچار شد تا دست از یهودیه بدارد و به دفع آرامیها پردازد.