لغت نامه دهخدا
نمدگر.[ ن َ م َ گ َ ] ( ص مرکب ) لَبّاد. ( دهار ). نمدساز. کسی که نمد می سازد. ( ناظم الاطباء ). نمدمال:
ای خواجه بگذر از زنخ و گرد ریش گرد
ایام موی تاب و نمدگر هبا مکن.امیرخسرو ( از آنندراج ).
نمدگر.[ ن َ م َ گ َ ] ( ص مرکب ) لَبّاد. ( دهار ). نمدساز. کسی که نمد می سازد. ( ناظم الاطباء ). نمدمال:
ای خواجه بگذر از زنخ و گرد ریش گرد
ایام موی تاب و نمدگر هبا مکن.امیرخسرو ( از آنندراج ).
= نمدمال
💡 غم من شادی کس را نپرسد نمدگر نرخ اطلس را نپرسد