لغت نامه دهخدا
نمازگزار. [ ن َ گ ُ ] ( نف مرکب ) مصلی. پابند صلوة. ( آنندراج ). آنکه نماز خواند. نمازکن. نمازگر. ( فرهنگ فارسی معین ). نمازی. اهل طاعت و عبادت.
نمازگزار. [ ن َ گ ُ ] ( نف مرکب ) مصلی. پابند صلوة. ( آنندراج ). آنکه نماز خواند. نمازکن. نمازگر. ( فرهنگ فارسی معین ). نمازی. اهل طاعت و عبادت.
کسی که نماز می خواند، نمازخوان.
نمازخواندن، رواج ورونق هم گفته شده است
( صفت ) آنکه نمازخواند نمازکن نمازگر مصلی.
💡 این بنا پس از بنای تازهساز مسجد شاه فیصل که در اسلامآباد واقع شده دومین مسجد بزرگ در پاکستان و جنوب آسیا و پنجمین مسجد بزرگ جهان است که گنجایش ۵۰۰۰ نمازگزار را دارد و از جاذبههای مهم گردشگری پاکستان بهشمار میرود.
💡 (صحن مسجد) در حدود ۴۰ تا ۵۰ نفر میتوانند در آن نمازگزار جا میدهد؛ ولی اینطور که معلوم است صحن بیرونی مسجد بعداً به مسجد اضافه شدهاست.
💡 مسجد مرکزی آلماتی: این مسجد بزرگترین مسجد این کشور با ظرفیت ۷۰۰۰ نمازگزار است.
💡 قبل از ورود به سیاست، بن گویر به داشتن پرتره ای از تروریست اسرائیلی-آمریکایی باروخ گلدشتاین در اتاق نشیمن خود معروف بود که در قتل عام سال ۱۹۹۴ مسجد الخلیل ۲۹ نمازگزار مسلمان فلسطینی را قتل عام کرد و ۱۲۵ نفر دیگر را زخمی کرد. او این پرتره را برای آماده شدن برای انتخابات قانونگذاری ۲۰۲۰ اسرائیل حذف کرد به این امید که بتواند در لیست یکپارچه راست به رهبری نفتالی بنت شرکت کند.