نقش بازی

لغت نامه دهخدا

نقش بازی. [ ن َ ] ( حامص مرکب ) فریبندگی و حیله بازی. ( ناظم الاطباء ). عمل نقش باز. رجوع به نقش باز شود.

فرهنگ فارسی

فریبندگی و حیله بازی. عمل نقش باز

فرهنگستان زبان و ادب

{role play} [آینده پژوهی و آینده نگری] فرایندی خلاقانه و خیال پردازانه که در آن برای پیش بینی تصمیم های دیگران باید خود را در نقش آنها قرار داد

جمله سازی با نقش بازی

💡 به دنبال سقوط طالبان سیاف به کابل برگشت و در نقش‌های گوناگونی در ایجاد ساختارهای جدید قدرت در این کشور نقش بازی کرد. او در لویه جرگه اضطراری و قانون اساسی شرکت کرد و بعداً هم با عنوان نماینده مردم کابل به پارلمان افغانستان راه یافت. سیاف یک دانشگاه خصوصی نیز به نام «دعوت» در کابل ایجاد کرد.

💡 از جمله سریال‌های تلویزیونی که استریج در آن‌ها نقش بازی کرده‌است می‌توان به چند قسمت از سریال کمدی ۳۰ راک و فیلم‌های سپتامبر، پیچ‌خورده و دزدهای خرده‌پا اشاره کرد.

💡 در سال ۲۰۱۲ این نمایش در تئاتر «یانگ ویک» لندن به روی صحنه رفت. بازیگران دو نقش بازی کردند: نقش‌های اصلی و فرعی مانند دیافانتا و ایزابلا.

💡 مخالفان گوردون براون او را بدترین نخست‌وزیر دوران بعد از جنگ جهانی دوم می‌دانند و بر این باورند که بلندپروازی‌های او به مراتب بیش از توانش بود. اما هوادارانش او را از بزرگان دوران خویش می‌دانند، سیاست‌مداری که در نجات اقتصاد جهانی و اقتصاد بریتانیا نقش بازی کرد. از نظر آن‌ها وی مردی بود که گاه درخشان و شورانگیز بود و گاه مضطرب و نگران.

💡 انگیزه‌ها: با تداعی‌های عاطفی سر و کار دارد چرا که آنها به صورت میان‌فرهنگی انتقال پیدا می‌کنند. احساساتی که واکنش فرد به افکار و تجارب می‌باشند به انگیزه مربوط می‌شوند. نیات تفکراتی‌اند که انتخاب‌های فرد را هدایت می‌کنند، و همان اهداف یا برنامه‌هایی‌اند که رفتار فرد را هدایت می‌کنند. این دو چیز در انگیزش نقش بازی می‌کنند.

💡 کسی است که پشت بتمن به عنوان دروازه‌بان بازی کریکت ایستاده که مهم‌ترین نقش بازی را برعهده دارد.

بنگر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
انسجام یعنی چه؟
انسجام یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز