نسترون

لغت نامه دهخدا

نسترون. [ ن َ ت َرْ وَ / ن َ ت َ ] ( اِ ) گلی باشد، نسترن گویند و گروهی نسترین گویند. ( لغت فرس اسدی ) ( از حاشیه برهان قاطع ). نستردن. گل نسرین. ( برهان قاطع ). نستر. ( جهانگیری ) ( آنندراج ) ( فرهنگ نظام ) ( انجمن آرا ). نسترن. ( از آنندراج ) ( فرهنگ نظام ) ( انجمن آرا ) ( صحاح الفرس ):
از گیسوی او نسیم مشک آید
وز زلفک او نسیم نسترون.رودکی.

فرهنگ عمید

= نسترن

جمله سازی با نسترون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز فر لاله و سوسن ز نور نور و نسترون دمن چون وادی ایمن چمن چون سینهٔ سینا

💡 می تواند آتشم گلشن کند شعله ها را شاخ نسترون کند

💡 گرگ شد گویا به پیراهن زتو پیرهن شد شاخ نسترون ز تو

💡 دشت و هامون عطر نسترون گرفت مصر و کنعان بوی پیراهن گرفت

چاه بیژن یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز