نافرخ

لغت نامه دهخدا

نافرخ. [ ف َرْ رُ ] ( ص مرکب ) که فرخ نبود. مشؤوم. شوم. نامیمون. نحس. نامبارک. که فرخنده و فرخ و میمون نیست. مقابل فرخ:
مخالفان تو بی فرهند و بی فرهنگ
منازعان تو نافرخند و نافرزان.بهرامی.از این نافرخ اختر می هراسم
فساد طالعش را می شناسم.نظامی.رجوع به فرخ شود.

فرهنگ عمید

نامبارک، شوم.

جمله سازی با نافرخ

💡 از این نافرخ اختر می‌هراسم فساد طالعش را می‌شناسم

جستجو یعنی چه؟
جستجو یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز