ناسور شدن
مترادفها
درمانناپذیر شدن، بهبود نیافتن
متضادها
بهبود یافتن، شفا یافتن
لغت نامه دهخدا
ناسور شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) ناسورگشتن. در تداول،به دو لخت شدن جراحت یا قرحه به علت سوده شدن به جامه یا جز آن. به واسطه سوده شدن به خون افتادن جراحت و قرحه. ( یادداشت مؤلف ). || چرکین شدن ریش. رجوع به ناسور شود: و اندر این مدت جزوی دیگر که درست باشد از شش سوخته شود و ریش فراخترگردد و باشد که ناسور گردد. ( ذخیره خوارزمشاهی ).
جمله سازی با ناسور شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 زخم من منّت ناسور شدن را ز که جوید خال مشکین و خط عربدهریز تو که خوبست
💡 بیماری ناشی از ناسور شدن بافتهای داخلی میتواند باعث دردهای شدید و نیاز به جراحیهای پیچیده برای درمان و بهبود وضعیت بیمار گردد.
💡 پزشکان با استفاده از روشهای جدید درمانی، تلاش میکنند تا از ناسور شدن زخمهای مزمن و ایجاد مجاری غیرطبیعی در بدن جلوگیری کنند.
💡 در برخی موارد پیچیده پزشکی، ناسور شدن بافتها میتواند نیاز به مداخلات جراحی سنگین و طولانی مدت برای ترمیم و درمان داشته باشد.