لغت نامه دهخدا
ننر شدن. [ ن ُ ن ُ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول، لوس شدن. خود را لوس کردن. بی مزگی نمودن.
ننر شدن. [ ن ُ ن ُ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول، لوس شدن. خود را لوس کردن. بی مزگی نمودن.
در تداول: لوس شدن. خود را لوس کردن. بی مزگی نمودن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کانگ هائی نا نوهٔ رئیس یکی از بزرگترین شرکتهای سئول به نام کانگسون است که از بچگی به علت کمبود محبت دختری لوس، ننر، از خودراضی، بدون برنامه زندگی و فوقالعاده بداخلاق است.او از ابتدای تولد زندگی راحتی داشته و مانند پرنسسها زندگی میکرده.
💡 الف. كودكان ناز پرورده. كودكانى كه مورد محبت زيادى قرار گرفته و به اصطلاحلوس و ننر و عزيز دردانه و يكى يك دانه بار آمده اند.