ناسم

لغت نامه دهخدا

ناسم. [ س ِ ] ( ع ص ) اسم فاعل است از نسم. ( اقرب الموارد ). رجوع به نسم شود. || مریض مشرف به مرگ. ( معجم متن اللغة ) ( اقرب الموارد ). بیمار نزدیک به مرگ رسیده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). بیمار مشرف بمرگ. ( ناظم الاطباء ). المریض الذی اشفی علی الموت. ( المنجد ).

فرهنگ فارسی

اسم فاعل از نسم مریض مشرف به مرگ.

جمله سازی با ناسم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گرچه در پنج زبان افصحِ ناسم دانند به علی من کَرِتَم شیوۀ گفتار کنم

معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز