لغت نامه دهخدا
نازگر. [ گ َ ] ( ص مرکب ) نازنده. ( ناظم الاطباء ). ایجادکننده ناز یا عرض دهنده ناز، نظیر عشوه گر و غمزه گر. ( از آنندراج ).
نازگر. [ گ َ ] ( ص مرکب ) نازنده. ( ناظم الاطباء ). ایجادکننده ناز یا عرض دهنده ناز، نظیر عشوه گر و غمزه گر. ( از آنندراج ).
( صفت ) ناز کننده ناز کن نازنده: عاشق جور یار شو عاشق مهر یارنه تا که نگار نازگر عاشق زار آیدت. ( دیوان کبیر )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عاشق جور یار شو عاشق مهر یار نی تا که نگار نازگر عاشق زار آیدت