لغت نامه دهخدا
نازبالین. ( اِ مرکب ) بالشی است که زیر رخسار نهند. ( شمس اللغات ). نازبالش.متکای پهن و نرم. رجوع به نازبالش شود:
اگر نازبالین او اخگر است
ولی مسند او بخاکستر است.ملاطغرا ( از آنندراج ).رجوع به نازبالش شود.
نازبالین. ( اِ مرکب ) بالشی است که زیر رخسار نهند. ( شمس اللغات ). نازبالش.متکای پهن و نرم. رجوع به نازبالش شود:
اگر نازبالین او اخگر است
ولی مسند او بخاکستر است.ملاطغرا ( از آنندراج ).رجوع به نازبالش شود.
( اسم ) ناز بالش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تن به مردن داده را آفت دلیل ایمنیست ناز بالین پر تیر است و خواب لشکری
💡 نازبو را از بنفشه ناز بالین زیر سر شاخ گل را بستر برگ حنا در زیر پاست
💡 کاروان را خواب شیرین باشد آرام سپند ناز بالین را کند سنگ فلاخن بسترم