فرهنگ معین
[ فر. ] (اِ. ) عشق به خود یا به تمایلات دورة طفولیت و بزرگی، خودشیفتگی.
[ فر. ] (اِ. ) عشق به خود یا به تمایلات دورة طفولیت و بزرگی، خودشیفتگی.
( اسم ) عشق بخود یا به تمایلات دوره طفولیت و بزرگی خود شیفتگی.
عشق به خود یا به تمایلات دورة طفولیت و بزرگی، خودشیفتگی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این مفهوم با خودشیفتگی یا نارسیسم رابطه تنگاتنگی دارد و ارتباط هر دو از طریق عشق افراطی به خود و غلوکردن در رابطه با انگاشتها و قابلیتهای فردی است. فرد خودشیفته یا خودپرست، دچار یک خود برتر بینی، عمیق و خیالی است که همین خصیصه روانشناختی، او را از حقایق موجود در محیطش دور نگه میدارد. وقتی این شاخصههای خودپرستانه به نهایت افراطی گری خود میرسند، موجب پیدایش جنبشهایی مانند فردگرایی خودخواهانه و نفی بشردوستی میشود. این افراد از دیگران استفاده ابزاری میکنند و خواستههای جمعی در ذهنیت آنها اموری عبث تجلی میکند و دائم از جمع گرایی فرار میکنند.