نادلیر

لغت نامه دهخدا

نادلیر. [ دِ ] ( ص مرکب ) جبان. ترسو. مقابل دلیر. رجوع به دلیر شود:
دلاور شد آن مردم نادلیر
گوزن اندرآمد به بالین شیر.فردوسی.ولیکن به شمشیر یازم به شیر
بدان تا نخواند کسم نادلیر.فردوسی.همه ره زنانند چون گرگ و شیر
به خوان نادلیرند و بر خون دلیر.نظامی.

جمله سازی با نادلیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دلاور شد آن مردم نادلیر گوزن اندر آمد به بالین شیر

حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز