واژه «نادانستن» به معنای در اختیار نداشتن آگاهی، دانش یا اطلاع نسبت به یک موضوع مشخص است و در زبان فارسی به حالتی اشاره دارد که فرد از حقیقت یا واقعیت چیزی بیخبر باشد. این واژه در اصل بیانگر نبودِ دانستن و فقدان شناخت نسبت به امور مختلف است و در برابر مفهوم «دانستن» قرار میگیرد. این مفهوم میتواند در حوزههای علمی، تجربی، اجتماعی یا حتی فردی مطرح شود و نشاندهنده محدودیت آگاهی انسان در مواجهه با جهان پیرامون باشد. در بسیاری از موارد، نادانستن به معنای ناتوانی ذهن در دسترسی یا درک اطلاعات لازم برای قضاوت درست درباره یک موضوع است و این وضعیت میتواند موقتی باشد و با کسب آموزش یا تجربه به تدریج برطرف شود. این حالت همچنین میتواند ناشی از عدم دسترسی به اطلاعات صحیح یا کافی باشد و لزوماً به معنای کمارزشی فرد نیست. در برخی موقعیتها، انسانها از نادانستن خود نسبت به موضوعی آگاه نیستند که این وضعیت میتواند موجب خطا در تصمیمگیری شود. نادانستن در منطق و فلسفه نیز به عنوان یکی از حالتهای بنیادی شناخت انسان مورد بررسی قرار میگیرد. از دیدگاه زبانی، این واژه بر مفهوم فقدان علم و آگاهی تأکید دارد و بار معنایی آن صرفاً توصیفی است.
نادانستن
لغت نامه دهخدا
نادانستن. [ ن ِ ت َ ] ( مص منفی ) جهل. جهالت. ندانستن. مقابل دانستن. رجوع به دانستن شود.
فرهنگ فارسی
جهل جهالت.
جمله سازی با نادانستن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اما گوش دار: وقتی بایزید را پرسیدند: «مَنِ الزّاهِدُ؟ فَقالَ: هُوَالفَقیرُ، وَالفَقیْرُ هُوَ الصُّوفِیُّ، وَالصُّوفِیُّ هُوَاللّهُ». مرتدی اگر هم عمر در فهم این کلمات صرف نکنی که نادانستن این کلمات، غبنی وضرری عظیم است؛ و این ضرر را هرگز تدارک و عوض نباشد.