لغت نامه دهخدا
نادان دل. [ دِ ] ( ص مرکب ) بی خبر. که دل آگاه نیست.که صاحب خبر نیست. که صاحب معرفت نیست:
کسی نیست بدبخت و کم بودتر
ز درویش نادان دل بی خبر.اسدی.
نادان دل. [ دِ ] ( ص مرکب ) بی خبر. که دل آگاه نیست.که صاحب خبر نیست. که صاحب معرفت نیست:
کسی نیست بدبخت و کم بودتر
ز درویش نادان دل بی خبر.اسدی.
( صفت ) آنکه دل آگاه نیست بی خبر: کسی نیست بدبخت و کم بودتر ز درویش نادان دل بی خبر. ( شا. )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ترا نادان دل تو دشمن آمد چرا از تو ملامت بر من آمد
💡 کسی نیست بدبخت وکم بوده تر ز درویش نادان دل خیره سر
💡 تو ای نادان دل آگاه دریاب بخود مثل نیاکان راه دریاب
💡 افسرده ات کند سخن نادان دل را کن از مصاحب دانا گرم