ناختن

لغت نامه دهخدا

ناختن. [ ت َ ] ( مص منفی ) ناآختن. نیاختن.

فرهنگ فارسی

نا آختن نیاختن.

جمله سازی با ناختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 و گفت: چندان یادش کردم که جمله خلقان یادش کردند تا به جایی که یاد کرد من یاد کردم او شد. پس شناخت او تاختن آورد و مرا نیست کرد. دگر باره ناختن آورد و مرا زنده کرد.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران