نااستواری

لغت نامه دهخدا

نااستواری. [ اُ ت ُ ] ( حامص مرکب ) خیانت. ( دهّار ). || بی اعتباری. سستی. محکم نبودن: نااستواری رأی. نااستواری گره.

فرهنگ فارسی

۱- سستی بی ثباتی. ۲ - خیانت مقابل استواری

جمله سازی با نااستواری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اندرز دانایان به مزدیسنان دربارهٔ مرگ و ناپایداری جهان است. نویسه اندرز با سفارش به پاکیزگی در بامداد و پوشیدن جامهٔ پاک و بستن کستی (کمربند دینی) آغاز می‌گردد و سپس جستارهایی در نااستواری و بی‌ثباتی جهان مادی یا استومند و سرمایه و خواسته آن می‌آید و به دنبال آن بر وفاداری و پایندانی به عهد و پیمان و پرداختن به اندیشهٔ نیک و گفتار نیک و کردار نیک و پرهیز از اندیشهٔ بد و کردار بد سفارش شده‌است. بندهای ۱۳ تا ۱۶ نیز دربارهٔ نااستواری تن و گله از بازماندگانی است که پس از مرگ برای مرده خیرات (اشوداد) نمی‌کنند. بند ۱۷ تا ۲۰ پاره سروده ای است آهنگین و قافیه‌دار که آن نیز در ناپایداری کارهای گیتی است. این اندرزنامه که از گونه اندرزنامه‌های دینی است، به فارسی ترجمه شده‌است.

نخودچی یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز