ناارزانی
لغت نامه دهخدا
ناارزانی. [ اَ ] ( ص مرکب ) طالح، مقابل صالح. ناسزا، مقابل سزا: عبداﷲبن طاهر گفتی که علم به ارزانی و ناارزانی بباید داد که علم خویشتن دارتر از آن است که با ناارزانیان قرار کند. ( زین الاخبار گردیزی ). || ( حامص مرکب ) گرانی. تنگی. مقابل ارزانی به معنی فراخی و فراوانی. و نیز رجوع به ارزانی شود.
جمله سازی با ناارزانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پیر طریقت گفت: الهی! تا مهر تو پیدا گشت همه مهرها جفا گشت، و تا برّ تو پیدا گشت همه جفاها وفا گشت، الهی! ما نه ارزانی بودیم تا ما را بر گزیدی، و نه ناارزانی بودیم که بغلط گزیدی، بلکه بخود ارزانی کردی تا برگزیدی و بپوشیدی عیب، که میدیدی.