لغت نامه دهخدا
مانان. ( نف ) شبیه. ماننده. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ): عُرَیقِطَة؛ جانورکی است عریض و جنبنده مانان به گوه گردان: ناقة مُعَلَّسَة؛ شتر ماده مانان به شتر نر. فلان عطسة فلان؛ یعنی شبیه و مانان اوست در خلق و خلق. ( منتهی الارب ).
مانان. ( نف ) شبیه. ماننده. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ): عُرَیقِطَة؛ جانورکی است عریض و جنبنده مانان به گوه گردان: ناقة مُعَلَّسَة؛ شتر ماده مانان به شتر نر. فلان عطسة فلان؛ یعنی شبیه و مانان اوست در خلق و خلق. ( منتهی الارب ).
شبیه مانند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر رخ زردت ز هر جانب نشان آبله پشهٔ خاکیست مانان بر برازی پرفشان