واژه «مانان» در زبان فارسی به معنای «شبیه، مانند و همانند» به کار میرود و برای بیان شباهت میان دو چیز یا دو موجود استفاده میشود. این واژه در متون کهن بیشتر در توصیف شباهت ظاهری یا رفتاری میان انسانها، حیوانات یا اشیاء دیده میشود. در واقع «مانان» نشاندهنده حالتی است که یک چیز از نظر شکل، ویژگی یا رفتار به چیز دیگری نزدیک و مشابه باشد. برای مثال، در ادبیات قدیم گفته میشود که یک جانور «مانان» جانور دیگر است، یعنی از نظر ظاهر یا حرکت شبیه آن است. این واژه در متون لغوی مانند دهخدا و منتهیالارب به عنوان معادل «شبیه و مانند» تعریف شده است. کاربرد آن بیشتر در زبان ادبی و توصیفی بوده و در گفتار امروزی کمتر استفاده میشود. در شعر فارسی نیز از این واژه برای ایجاد تصویرهای تشبیهی و بیان شباهتهای ظریف استفاده شده است. «مانان» میتواند هم برای شباهت کامل و هم شباهت نسبی به کار رود، بسته به زمینه جمله. این واژه به غنای زبان ادبی فارسی کمک کرده و امکان بیان دقیقتر تشبیهها را فراهم میکرده است. بنابراین این کلمه به معنای شبیه و مانند بودن یک چیز به چیز دیگر در زبان فارسی کهن است.
مانان
لغت نامه دهخدا
مانان. ( نف ) شبیه. ماننده. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ): عُرَیقِطَة؛ جانورکی است عریض و جنبنده مانان به گوه گردان: ناقة مُعَلَّسَة؛ شتر ماده مانان به شتر نر. فلان عطسة فلان؛ یعنی شبیه و مانان اوست در خلق و خلق. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
شبیه مانند
جمله سازی با مانان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر رخ زردت ز هر جانب نشان آبله پشهٔ خاکیست مانان بر برازی پرفشان