غریب دشمن

لغت نامه دهخدا

غریب دشمن. [ غ َ دُ م َ ] ( ص مرکب ) آنکه دشمن غریبان باشد. مقابل غریب دوست:
بگریزم از او که من غریبم
وین بی سر و بن غریب دشمن.مجیر بیلقانی.شهری غریب دشمن و یاری غریب حسن
آنجا چه جای غمزدگان قلندر است.خاقانی.همین دو خصلت ملعون کفایت است ترا
غریب دشمن و مردارخوار می بینم.سعدی ( صاحبیه در صفت سگ ).

فرهنگ عمید

آن که دشمن غریبان باشد، دشمن غریب.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه دشمن غریبان باشد مقابل غریب دوست.

جمله سازی با غریب دشمن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خاک ری خود غریب دشمن بود ورنه او را چه وقت رفتن بود

💡 بیداد تو ریخت خونم انصاف بده ای دوست کش و غریب دشمن مستیز

💡 همین دو خصلت ملعون کفایتست تو را غریب دشمن و مردارخوار می‌بینم

پومپویر یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز