لغت نامه دهخدا
صدف دهان. [ ص َ دَ دَ ] ( ص مرکب ) دارنده دهانی چون صدف. || سخن نغز و دلکش. رجوع صدف دهانی شود.
صدف دهان. [ ص َ دَ دَ ] ( ص مرکب ) دارنده دهانی چون صدف. || سخن نغز و دلکش. رجوع صدف دهانی شود.
( صفت ) ۱ - آن که دهانی چون صدف دارد. ۲ - دارای سخن لغز و دلکش.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زنهار لب به حرف طمع آشنا مکن گر چون صدف دهان ترا پر گهر کنند
💡 تن همچو صدف دهان گشاده است که آه من کی گنجم چو ره نشد مرجان را
💡 رویت دریای حسن و لعلت مرجان زلفت عنبر صدف دهان در دندان
💡 مدح شمایل تو و ذکر صفات تو همچون صدف دهان مرا پر گهر کند
💡 ریزش ابر صبحگاهی دید طبع من چون صدف دهان بگشاد