شاغلان
مترادفها
شاغلین، مشغولان
متضادها
بیکاران
لغت نامه دهخدا
شاغلان. [ ] ( اِخ ) موضعی در حدود هرات. خواندمیر آرد: چون امیر اردو شاه را بواسطه وصول محمدزمان میرزا استظهار تمام پیدا شد شعار خلاف جناب حکومت پناهی زینل خان که در آن زمان والی خراسان بود اظهار نموده بعضی از قصبات هراة رود و شاغلان راتاخت فرمود و آنگاه لشکر به سر اقوام هرات و قبایل نکو درکشیده... و از آنجا به غور شتافته... بعنف و لطف از حکام آن کوهستان امیر درویش و امیرفخرالدین اسبان راهوار و اشتران باربردار و اجناس نفیسه گرفت. ( تاریخ حبیب السیر چ طهران، جزء سوم از ج 3 ص 318 ).
جمله سازی با شاغلان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ماهنامه معیشت در آبان و آذر ۱۳۹۳، اعلام کر ده است که انجمن شاغلان آزاد تخمین زده، چهلودو میلیون فرد شاغل مستقل در آمریکا وجود دارند و نشریهٔ «بیزینس و یک» نیز گزارش داده که دَه میلیون نفر از آمریکاییها شغل آزاد دارند. در ایران نیز پیشبینیهای «معیشت» نشان میداد که حدود پنجتا هفت میلیون فرد خودشاغل یا دارای شغل آزاد که برای خودشان کار میکنند، وجود دارد.
💡 ارزش افزوده برابر است با فروش خالص منهای ارزش مواد و خدمات خریداری شده از خارج که به مدیران و شاغلان تعلق میگیرد. چون ارزش افزوده منافع مشترک مدیریت و شاغلان میباشد، از این رو این دو گروه را به یکدیگر نزدیک میکند.
💡 خانهٔ سینما در سال ۱۳۶۸ پس از مصوبهٔ مجلس شورای اسلامی، مبنی بر اختصاص ۲٪ از درآمد فروش سینما جهت بهبود وضعیت رفاهی و صنفی شاغلان سینما بنیانگذاری شد.