لغت نامه دهخدا
غزلخوانی. [ غ َ زَ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) عمل غزلخوان. غزل خواندن. غزل گفتن.
غزلخوانی. [ غ َ زَ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) عمل غزلخوان. غزل خواندن. غزل گفتن.
نوعی آواز با وزن آزاد که داش مشدی ها و باباشمل های تهران اجرا می کردند. غزل خوانی را لاتی، لشی، باباشملی و کوچه باغی نیز گفته اند و از اواسط دهۀ ۱۳۲۰ش، به پیشنهاد چند تن از ادبا و موسیقی دانان، آن را بیات تهران نیز نامیدند. غزل خوانی بدون همراهی ساز اجرا می شود و اشعار آن معمولاً مُخَمَس های طولانی با مضمون های عبرت آموز و عاشقانه اند. از دهۀ ۱۳۳۰ش خوانندگان موسیقی کافه ای و کوچه بازاری به این آواز توجه کردند و آن را به شکل های تازه ای با همراهی ساز اجرا می کردند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خسروا، چند غزل خوانی تا غم برود این نه دیوی ست که از سحر و فسون خواهد رفت
💡 روی در صحرا نهد چون محمل لیلی قفس بلبل مستی چو آهنگ غزل خوانی کند
💡 عندلیبان بر غزلهایم غزل خوانی کنند دفترم از حرف رخساری گلستانست باز
💡 گلزار به شهر آمد و بازار چمن شد گوش همه کس محو غزل خوانی من شد
💡 به لب از غنچه حزین، مهر خموشی زده اند عندلیبان همه در فصل غزل خوانی ما