ضروریات
مترادفها
الزامات، نیازها، واجبات، مقتضیات
متضادها
غیرضروریات
لغت نامه دهخدا
ضروریات. [ ض َ ری یا ] ( ع اِ ) ج ِ ضروریة. دربایستها.
- ضروریات سته؛ قضایای یقینی ششگانه که مرجع امور نظری بوده و عبارتند از: اولیات، محسوسات، متواترات، مجربات، حدسیات و فطریات. و ضروریات ستة نزد اطبا، عبارت است از هوا و ماء و نوم و یقظه و مأکولات و مشروبات. ( از تذکره داود ضریر انطاکی ).
فرهنگ فارسی
جمع ضروریه ۱ - لوازم. ۲ - دربایستها احتیاجات. یا ضروریاتست. ۱ - قضایای یقینی ششگانه که مرجع امور نظری هستند و عبارتند از: اولیات محسوسات متواترات مجربات حدسیات فطریات. ۲ - امور ششگانه نزد اطبا که عبارتند از: هوا خواب بیداری ماکولات و مشروبات.
جمله سازی با ضروریات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در جامعهٔ ایلاتی بر مبنای مناسبات عشیرهای مردم اطاعتپذیری محض از رؤسایشان داشتند و از سویی داشتن نیروی مسلح از ضروریات زندگی ایلی بودهاست و در اختیار داشتن این دو مؤلفه دو اهرم قدرت برای سران ایلات و عشایر فراهم نمودهاست.
💡 بند هفتم بر استفاده از علوم و فنون و تربیت افراد متخصص که از ضروریات توسعه اقتصادی در روند استقلال اقتصادیاست تأکید دارد.
💡 ابتدا قرار بود در این استاندارد حروف و علامتها از نظر طرح و نما (به اصطلاح چاپخانه فیس) نیز یکنواخت گردد تا بتوان هر مطلبی را با هر ماشین از هر مارک که باشد به صورت یکنواخت تایپ کرد ولی چون این امر مغایر با ضروریات پیشرفت و بهتر شدن طرحها و شکلهای حروف و علامات بود و سلیقهها نیز بسیار متنوع و مختلف بود لذا از استاندارد این امر صرف نظر شد.
💡 چنانچه برای نخستین بار این کار صورت میگیرد، معمولاً متخصصان بومی معرفی میشوند. شناخت زمین، یکی از ضروریات مهم و اساسی به منظور طراحی موفق چشماندازها است. ویژگیها و خصوصیات طبیعی مختلف مانند نوع زمین، نقشهبرداری، کیفیت خاک، بادهای غالب، و سیستم گیاهان و جانوران بومی، باید مورد توجه قرار گیرد.