فرهنگ عمید
مَشک آب یا شیر.
مَشک آب یا شیر.
( اسم ) ۱ - مشک شیر ۲ - مشکی که یک کرانه آن دوخته شده ۳ - ( مطلق ) مشک: از گشت روزگار سلامت مجوی از آنک هرگز سراب پر نکند قربه سقا. ( خاقانی. ۱۶٠ )
نام وادیی است
قربه (نابل). قربه ( به عربی: قربة ) یک منطقهٔ مسکونی در تونس است که در استان نابل واقع شده است. قربه ۴۸٬۳۱۴ نفر جمعیت دارد.
[ویکی الکتاب] معنی قُرْبَةٌ: وسیله ی تقرّب ونزدیک شدن
معنی قَرَّبَهُ: آن را نزدیک کرد(در عبارت"قَرَّبَهُ إِلَیْهِمْ "آن را نزد آنان گذاشت)
ریشه کلمه:
قرب (۹۶ بار)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بود یک قربه به قرب آن جبل اهل آن قریه همه گبر و دغل
💡 به سوی عرش رسانند آه جان کاهت کشند سنگدلان قربه الی اللهت
💡 می گشت روا حوایج هریک بیمنت و مزد، قربه لله
💡 پرسیدم از خبیری حال امام گفتا: فی بعده عذاب فی قربه السلامه
💡 ردیت اشتیاقا الی قربه فمن لی بغفله حجابه