غورت

لغت نامه دهخدا

غورت. ( ترکی، اِ ) قورت. رجوع به قورت شود.
غورة. [ غ َ رَ ] ( ع مص، اِ ) اسم مرت از غَور. ( از اقرب الموارد ).یکبار آمدن بزمین نشیب. یکبار درآمدن و داخل شدن درچیزی. رجوع به غَور شود. || آفتاب. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || میان روز. ( منتهی الارب ). ظُهر. قائله. ( اقرب الموارد ). وسط روز.
غورة. [ غ َ رَ / غو رَ ] ( اِخ ) نام جایی است از نواحی یمامه. در اخبار آمده است: رسول خدا سه اقطاع به مَجّاعةبن مرارة داد و آنها غوره و غرابه و حُبَل از نواحی یمامه بودند. ( از معجم البلدان ).

فرهنگ عمید

= قورت

جمله سازی با غورت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کسی از سر دورت آگه نیست هیچ دانا ز غورت آگه نیست

فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز