طبع فریب

لغت نامه دهخدا

طبعفریب. [ طَ ف َ ] ( نف مرکب ) آنچه طبع را بفریبد. آنچه طبع را جلب کند:
تا بدان عشوه های طبعفریب
از من ساده طبع برد شکیب.نظامی.میوه های لطیف طبعفریب
از ری انگور و از سپاهان سیب.نظامی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آن چه طبع را جلب کند و فریفته سازد.

جمله سازی با طبع فریب

💡 ما مست ره و هوای دل طبع فریب رخش هوس از فراز تازان بدنشیب

💡 ای درین بتکده طبع فریب برده غوغای بتان از تو شکیب

💡 ای درین بتکده ی طبع فریب برده غوغای بتان از تو شکیب

💡 تا بدان عشوه‌های طبع فریب از من‌ِ ساده‌طبع برد شکیب