لغت نامه دهخدا
شاخ گوزن. [ خ ِ گ َ وَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از ماه نو. هلال. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ):
کرده در آن خرم قضا، جهد گوزنان چند جا
شاخ گوزن اندر هوا اینک نگونسار آمده.افضل الدین خاقانی ( از آنندراج ).
شاخ گوزن. [ خ ِ گ َ وَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از ماه نو. هلال. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ):
کرده در آن خرم قضا، جهد گوزنان چند جا
شاخ گوزن اندر هوا اینک نگونسار آمده.افضل الدین خاقانی ( از آنندراج ).
کنایه از ماه نو هلال
خزان شاخ یا شاخ خزان کننده یا شاخ گوزن ( به انگلیسی: Antler )، شاخی استخوانی است که هر سال روی سر گوزن ها می روید و خزان می کند و دوباره روی سر آن رشد می کند. این شاخ ها در امتداد جمجمه اعضای خانوادهٔ گوزن وجود دارد. خزان شاخ ها دارای ساختار استخوان، غضروف، بافت همبند، پوست، عصب محیطی و رگ خونی هستند. به استثنای گوزن شمالی و کاریبو، آنها معمولاً در نرها وجود دارند. خزان شاخ ها هر سال پوست اندازی و عملکرد اولیه این ها به عنوان جاذبه جنسی و شاخ برای جنگیدن نرها برای کنترل حرمسرا است.
برخلاف خزان شاخ، شاخ ها در شاخ چنگالی و گاوان از قبیل بز، گوسفند، گاومیش های کوهان دار و گاوها، ساختاری دوبخشی است که معمولاً خزان نمی کنند. درون شاخ استخوان روکش بیرونی ساخته شده از کراتین ( پروتئین ) است ( همان موادی که در ناخن انسان است ).
شاخ گوزن (antler)
«شاخ» گوزن معمولاً شاخه شاخه است، و به جای بخش شاخی، از استخوان ساخته شده است. شاخ های گوزن، برخلاف شاخ های حقیقی هر سال می ریزند و دوباره رشد می کنند. هردو جنس نر و ماده گوزن های شمالی شاخ دارند، اما در سایر انواع گوزن، فقط نرها دارای شاخ اند. طی رشد جانور، پوست مودار حساسی با نام «مخمل» شاخ را می پوشاند که بعد از بلوغ خشک می شود و می ریزد. تعداد و پیچیدگی شاخه های شاخ هر سال افزایش پیدا می کند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو خود شاخ گوزن افتد سرسال فتاده شیر را دندان و چنگال
💡 هر برج و هر حصار که شاخ گوزن داشت پنهان شد از نهیب خدنگ تو در حصار
💡 بس پلنگان گوزن افکن که چون شاخ گوزن پشت خم در خدمت آن شیر مردان دیدهاند
💡 چون شاخ گوزن است قد خم شده امّا از بیشهٔ اندیشه، دمد نعرهٔ شیرم
💡 صبح چو پشت پلنگ کرد هوا را دو رنگ ماه چو شاخ گوزن روی نمود از حجاب
💡 به قصد مردمک چشم شیر شاخ گوزن به دور عدل تو از سینه کمان برخاست