لغت نامه دهخدا
ساغرکشان. [ غ َ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب، ق مرکب ) در حال ساغر خوردن:
شهنشه بیک دست ساغرکشان
به دست دگر زلف دلبرکشان.نظامی ( اسکندرنامه ).
ساغرکشان. [ غ َ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب، ق مرکب ) در حال ساغر خوردن:
شهنشه بیک دست ساغرکشان
به دست دگر زلف دلبرکشان.نظامی ( اسکندرنامه ).
در حالت ساغر خوردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مستان که میکشند سبوی بساط عیش ساغر کشان شیشه غم را صلا زنند