لغت نامه دهخدا
لویش. [ ل َ وی ] ( اِ ) لویشه. لبیشه. لواشه. لباشه. لباچه. لویشن. حلقه ای باشد از ریسمان که بر سرچوبی نصب کنند و لب اسبان و خران بدنعل را در آن حلقه نهند و بتابند تا حرکات ناپسند نکنند. ( برهان ).
لویش. [ ل َ وی ] ( اِ ) لویشه. لبیشه. لواشه. لباشه. لباچه. لویشن. حلقه ای باشد از ریسمان که بر سرچوبی نصب کنند و لب اسبان و خران بدنعل را در آن حلقه نهند و بتابند تا حرکات ناپسند نکنند. ( برهان ).
= لبیش
لویش (شهر اتریش). لویش ( به آلمانی: Loich ) یک منطقهٔ مسکونی در اتریش است که در ناحیه زانکت پولتن - لاند واقع شده است. لویش ۶۶۹ نفر جمعیت دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نی به پایت بند و نی در لب لویش پادشاهی هم برایشان هم به خویش
💡 بر زبان مسمار و بر لبها لویش بر دو دیده نشتر و بر سینه ریش
💡 سر برون ناورده از خلوت هنوز صد لویش افزون فتادستم به پوز