لعبت پرست

لغت نامه دهخدا

لعبت پرست. [ ل ُب َ پ َ رَ ] ( نف مرکب ) آنکه لعبت پرستد:
دگر ره چرخ لعبت باز دستی
به بازی برد با لعبت پرستی.نظامی.

فرهنگ عمید

۱. پرستندۀ لعبت، بت پرست.
۲. معشوق پرست.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱- آنکه لعبت پرستد. ۲- بت پرست صنم پرست. ۳- معشوق پرست دوستدار دلبر: دگر ره چرخ لعبت باز دستی ببازی برد با لعبت پرستی. ( نظامی لغ. )

جمله سازی با لعبت پرست

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فتنهٔ صورت شود گو دل لعبت پرست جان که به معنی رسید غافل از این ماجراست