لص

لغت نامه دهخدا

لص. [ ل ُص ص / ل ِص ص / ل َص ص ] ( ع ص، اِ ) دزد ( اصمعی گوید: به ضم اوّل اصح است ). ج، لصوص، لصاص. ( منتهی الارب ). سارق. || قاتل. مردم کش. ( دزی ).
لص. [ ل َص ص ] ( ع مص ) در پرده کردن چیزی را. || بستن در را. بر هم داشتن در را. ( منتهی الارب ). پیش کردن در را.

فرهنگ معین

(لَ یا لُ یا لِ صّ ) [ ع. ] (اِ. ص. ) دزد، سارق. ج. لصوص، الصاص.

فرهنگ فارسی

دزد، لصوص جمع
( صفت و اسم ) دزد ساق جمع: لصوص الصاص.
در پرده کردن چیزی را یا بستن در را.

ویکی واژه

دزد، سار
لصوص، الص

جمله سازی با لص

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لص و لص لص بود این هر سه دزد که برد مال کسان بی اجر و مزد