لب چرا

لغت نامه دهخدا

لبچرا. [ ل َ چ َ ] ( اِ مرکب ) نخود و کشمش و اقسام میوه های خشک را گویند که مردم بوقت صحبت داشتن در شبهای زمستان در میان ریزند و کم کم خورند و صحبت دارند. ( از برهان ). شب چره. لب چره. ( آنندراج ). || مطلق خوردنی. || علف چاروا. ( برهان ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) نخود و کشمش و انواع میوه های خشک که در مجالس بزم ووقت صحبت با یاران صرف کنند شب چره تنقلات: بعیش یکدمه احمد مساز با شربت ز نقل لب چره بردار توش. جاوید. ( احمد اطعمه لغ. )

جمله سازی با لب چرا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تبسّم ندارد چرا غنچه بر لب چرا بلبل امشب نوایی ندارد؟

💡 پیش دریا بهر روزی لب چرا باید گشود؟ ماهیان را در خم قلاب دیدن خوشترست

💡 افسر اگر نه روز و شب مدحت یار می کند لعل ز لب چرا چکد گاهِ غزل سرائیش

💡 در خط شَوَم ز سبزه خط ّتو هر زمان تا لب چرا بر آن لب شکر فشان نهاد

💡 از اشک لعل ساغر چشمم لبالب است تا لب چرا بر آن لب ساغر نهاده ای

💡 چونکه دلم به درد او هست حزین و مبتلا درد مرا ز لب چرا دوست دوا نمی‌کند

عمیق یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز