لاهی

لغت نامه دهخدا

لاهی. ( ع ص ) غافل شونده. ( منتخب اللغات ). لاعب. بازی کننده. بازیگر. ( دهار ): لاهی الهی را درک نتواند کرد. ( از کشف المحجوب ). موحد الهی بود نه لاهی. ( از کشف المحجوب ).
پرهیز کن از لهو از آنکه هرگز
سرمایه نکرده ست هیچ لاهی.ناصرخسرو.کی کند جلوه عِز اللهی
قدس لاهوت بر دل لاهی.جوینی.

فرهنگ عمید

۱. مشغول لهوولعب، بازی کننده.
۲. [مجاز] غافل.

فرهنگ فارسی

( اسم ) بازی کننده بازیگر لاعب جمع: لواهی: موحد الهی بودنه لاهی.

جمله سازی با لاهی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عقل فرمان پادشاهی راست نز پی لاهی و ملاهی راست

💡 دو چشمش تعالی دو جادوی لاهی دو زلفش تبارک دو هندوی لاعب

💡 کی شود سوی لاهی اللهی عاشق تابه کی شود ماهی

ساسات یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز