لغت نامه دهخدا
لاله سپر. [ ل َ / ل ِ س ِ پ َ ] ( نف مرکب ) که بر لاله گذرد. || زلف فروهشته که برگونه نیکوان به اهتزاز آید:
گرد لشکر فروفشاند همی
زان سمن زلفکان لاله سپر.فرخی.
لاله سپر. [ ل َ / ل ِ س ِ پ َ ] ( نف مرکب ) که بر لاله گذرد. || زلف فروهشته که برگونه نیکوان به اهتزاز آید:
گرد لشکر فروفشاند همی
زان سمن زلفکان لاله سپر.فرخی.
زلف فروهشته که بر چهر. نیکوان با هتزاز در آید: گرد لشکر فرو فشاند همی زان سمن زلفکان لاله سپر. ( فرخخ لغ. )
که بر لاله گذرد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون موی میان داری چون کوه کمر داری چون مشک زره داری چون لاله سپر داری
💡 گلبرگ رخت شمع لطافت چو برافروخت دود از جگر لاله سپر آب بر آورد
💡 اگر ندیده ای از مشک پیش لاله سپر همی نگر به سوی آن دو زلف لاله سپر
💡 ای زلف مشک فام تو لاله سپر شده دلها بپیش غمزهٔ تیرت سپر شده
💡 سرو جوشن ساخته لاله سپر انداخته بید شمشیر آخته غنچه سنان آراسته