کلمهی «قلاووز» در فارسی واژهای ترکی است که به معنای سوارانی که برای محافظت لشکر در بیرون لشکر حرکت میکنند، یا به طور کلی پیشرو لشکر، رهبر و راهنما بهکار میرود. این واژه گاهی به شکلهای دیگر مانند «قلاوز»، «قلوز»، «قلووز» یا «قلابوز» نیز آمده است. در منابع کلاسیک و ادبیات فارسی، قلاووز به کسی اطلاق میشود که مسیر را هدایت میکند و لشکر یا گروهی را به سوی مقصد یا هدف میبرد و نقش او برای حفظ امنیت و نظم حرکت اهمیت زیادی دارد. در مثنوی مولوی آمده است که مسیر بدون قلاووز مانند راهی طولانی و دشوار خواهد بود، نشاندهنده اهمیت این مقام و وظیفه است. از نظر معنایی، «قلاووز» با واژههایی مانند پیشرو، رهبر، راهنما، هدایتکننده و راهبر هممعنی است و بار معنایی امنیتی، رهبری و راهنمایی دارد. این واژه نشاندهنده نقش رهبری عملی و نظامی است که هم در جنگ و هم در مسیرهای طولانی کاروانها اهمیت دارد.
قلاووز
لغت نامه دهخدا
قلاووز. [ ق َ ] ( ترکی، اِ ) سوارانی را گویند که به جهت محافظت لشکر در بیرون لشکر میباشند. و به تخفیف واو هم آمده که بر وزن تجاوز باشد. و با رای بی نقطه هم گفته اند، و گویند ترکی است. ( برهان ). = قلاوز = قلوز= قلووز = قلابوز ( ترکی به کسر قاف ). مقدمه لشکر و راهبر. ( کاشغری ج 1 ص 403 و 404 ) ( رشیدی ):
هرکه در ره بی قلاووزی رود
هر دوروزه راه صدساله شود.مولوی ( مثنوی چ خاور ص 146 از معین در حاشیه برهان ).
فرهنگ عمید
۱. پیشرو لشکر.
۲. رهبر، راهنما، دلیل راه: اندرآمد چون قلاووزی به پیش / تا برد او را به سوی دام خویش (مولوی: ۸۳ ).
فرهنگ فارسی
قلاوز: ماخوذازترکی، پیشرولشکر، رهبر، راهنما
قلاوز: و لیکن باید که قلاوورزان معتمد و راهدان باشند.
جمله سازی با قلاووز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دیده منزلها ز اصل و از اساس چون قلاووز آن خبیر و رهشناس
💡 هر دو را از بوسه شد آغاز کار زانکه بوس آمد قلاووز کنار
💡 کیست بوی گل دم عقل و خرد خوش قلاووز ره ملک ابد
💡 گوید او که من قلاووز رهم وز منازلهای این ره آگهم