لغت نامه دهخدا
قایم شدن. [ ی ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول عوام، پنهان شدن. || در شطرنج پات شدن است یعنی هیچ یک از دو حریف غالب نتواند شدن.
قایم شدن. [ ی ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول عوام، پنهان شدن. || در شطرنج پات شدن است یعنی هیچ یک از دو حریف غالب نتواند شدن.
(یِ. شُ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) ۱ - ثابت و برقرار گشتن. ۲ - پنهان شدن.
( مصدر ) ۱ - ثابت و بر قرار گشتن ۲ - مخفی شدن پنهان گشتن. یا قایم شدن جنگ. رخ دادن جنگ و پایدار ماندن آن.
ثابت و برقرار گشتن.
پنهان شدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بازی اینطور است که: چند نفر جمع میشوند و یک نفر را به قید قرعه انتخاب میکنند. سپس او چشم میگذارد و دیگران قایم میشوند و فردی که چشم گذاشتهاست باید مکان قایم شدن افراد را پیدا کند، بلند بگوید و در محل چشم گذاشتن، دست بگذارد و بگوید: «سُک سُک». افرادی که قایم شدهاند باید زودتر از کسی که چشم گذاشته «سک سک» کنند. در صورتیکه فرد چشمگذار نتواند هیچ یک از نفرات را سک سک کند، باید بار دیگر چشم گذارد ولی اگر دو نفر را سک سک کند نفر آخری که میرسد و سک سک شدهاست باید چشم بگذارد. در صورتی که فرد چشمگذار یک نفر را سک سک کند باز هم او باید چشم گذارد. زمان بازی به دلخواه افراد تنظیم میشود. معمولاً مکانهای شلوغ تر برای بازی بهتر است.