قالبک زده
مترادفها
کلیشهای، قالببندی شده
متضادها
خلاق، نوآور
لغت نامه دهخدا
قالبک زده. [ ل َ / ل ِ ب َ زَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) پارچه نقاشی شده و قلمکار:
بغیر جامه والای قالبک زده نیست
نگار لاله رخ مشک خال سیم عذار.نظام قاری ( دیوان ص 81 ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) پارچه نقاشی شده و قلمکار.
جمله سازی با قالبک زده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بغیر جامه والای قالبک زده نیست نگار لاله رخ مشک خال سیم عذار
💡 برخی از تفکرات اجتماعی به گونهای قالبک زده شدهاند که افراد به راحتی نمیتوانند از چارچوبهای سنتی و قدیمی خارج شوند.
💡 محصولات تولید شده در این کارخانه، با دقت بسیار بالا و به صورت قالبک زده و یکدست، برای عرضه به بازارهای جهانی آماده میشوند.
💡 او با رفتاری که کاملاً قالبک زده و تکراری به نظر میرسید، سعی میکرد در جمع خود را نشان دهد، اما کسی توجهی نمیکرد.