فرشه

فرشه

این کلمه از جمله واژه‌هایی است که در زبان عربی و همچنین در کاربردهای محلی و تاریخی معانی متعددی دارد و بسته به زمینه استفاده، مفهوم آن تغییر می‌کند. در زبان عربی، این واژه بیشتر به معنای ابزارهایی مانند برس، قلم‌مو یا اسفنج به کار می‌رود و در ترکیب‌هایی مانند «فرشة الأسنان» به معنای مسواک و «فرشة الرسم» به معنای قلم‌مو دیده می‌شود. این کاربرد نشان می‌دهد که «فرشه» در این حوزه به وسیله‌ای اشاره دارد که برای پاک‌سازی، کشیدن یا پخش کردن ماده‌ای استفاده می‌شود. در برخی متون کهن و منابع مرتبط با طب سنتی نیز، این واژه معنای متفاوتی پیدا می‌کند و به نوعی از آغوز یا شیر اولیه حیوانات تازه‌زا اشاره دارد که در روزهای ابتدایی پس از زایمان تولید می‌شود. همچنین در برخی کاربردهای لغوی، مفهوم پهن شدن، گستردگی یا حالت فرش‌گونه نیز از این واژه برداشت شده است که بیشتر جنبه توصیفی دارد. علاوه بر این معانی، «فرشه» به عنوان نام خاص نیز در جغرافیای ایران به کار رفته و نام روستایی در دهستان بالاولایت از توابع شهرستان کاشمر در استان خراسان رضوی است. این تنوع معنایی نشان می‌دهد که واژه فرشه در بسترهای مختلف زبانی و فرهنگی، مفاهیم گوناگونی به خود گرفته است. در زبان محاوره‌ای امروز کاربرد گسترده‌ای برای این واژه وجود ندارد و بیشتر در متون تخصصی یا نام‌های جغرافیایی دیده می‌شود. به طور کلی، «فرشه» واژه‌ای چندمعنایی است که می‌تواند به ابزار نظافت و نقاشی، نوعی ماده طبیعی در طب سنتی یا یک نام جغرافیایی اشاره داشته باشد و معنای دقیق آن وابسته به متن و زمینه استفاده است.

لغت نامه دهخدا

( فرشة ) فرشة. [ ف ِ ش َ ] ( ع اِ ) هیئت فرش. ( منتهی الارب ). هیئت فرش گسترده. ( ناظم الاطباء ): هو حَسَن الفرشة؛ أی الهیئة. ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ).
فرشة. [ ف َ ش َ ] ( ع اِ ) راه هموار در زمین. ( از اقرب الموارد ).
فرشه. [ ف ُ ش َ / ش ِ ] ( اِ ) فرش. شیر حیوانات نوزاییده که فله نیز گویند. ( انجمن آرا ). فرش و آغوز و فله و شیر نوزائیده. ( ناظم الاطباء ). شیری است که با زرده تخم مرغ به آتش نرم بجوشانند تا غلیظ و شبیه به آغوز شود و در افعال مثل لباست. ( تحفه حکیم مؤمن ).آغوز. فله. ماک. زهک. ( یادداشت به خط مؤلف ). فرش است که آغوز و فله باشد. ( برهان ). رجوع به لبا شود.
فرشه. [ ف ُ ش َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان بالاولایت بخش حومه شهرستان کاشمر، واقع در دامنه. معتدل و دارای 1026تن سکنه است. از قنات مشروب میشود. محصولاتش غلات و بادام است. اهالی به کشاورزی و مالداری گذران میکنند.راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).

فرهنگ عمید

آغوز، فله.

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان با ویت بخش حومه شهرستان کاشمر در ۱۲ کیلومتری جنوب غربی کاشمر دامنه و معتدل ۱٠۲۶ تن سکنه قنات محصول غت بادام شغل زراعت و مالداری.
آغوز، فله
( اسم ) ۱ - هر چیز گستردنی ( نمد حصیر قالی ) گستردنی بساط ۲ - قالی ( اختصاصا ) ۳ - چاروایی که غیر از خوردن کاری نکند. یا فرش باستان. زمین ارض. یا فرش خاک. زمین ارض. یا فرش دورنگ. ۱ - روزگار ( باعتبار شب و روز ) ۲ - زمین. یا فرش زمریدن. سبزه زار چمن یا فرش سقلاب. کاغذ. یا فرش صورتی. فرش و قالی دارای تصویر. یا فرش عاج. برف ( که روی زمین را سفید کند ).
دهی است از دهستان بالا ولایت بخش حومه شهرستان کاشمر.

دانشنامه عمومی

فُرشِه یا فورشَه نام روستایی از توابع بخش فرح دشت شهرستان کاشمر در استان خراسان رضوی است. این روستا در دهستان قلعه بالا قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، جمعیت آن ۶۳۴ نفر ( ۲۵۲خانوار ) بوده است.
فرشه روستایی کوه پایه ای است که یکی از قله های بزرگ منطقه به نام کمرمرد در آن واقع شده است و شغل اکثر مردم روستا کشاورزی و دامداری می باشد. مهم ترین محصولات زراعی روستا زعفران، زردآلو، انار، و تیل ( نوعی طالبی که در منطقه محبوبیت بالایی دارد ) است و همچنین در مناطق کوهستانی روستا انواع مختلف حیوانات از جمله قوچ ومیش کوهی، گرگ، یوزپلنگ، کفتار و… است و نیز انواع مختلف گیاهان شامل ریواس، کنگر، پیاز کوهی، گیاهان دارویی و… می باشد. همچنین این روستا دارای معادن ارزشمند از جمله طلا است که روزانه حجم انبوهی از ماشین آلات سنگین از این روستا عبور می کنند. [ نیازمند منبع]
از افراد زاده شده در فرشه می توان به آیت الله شیخ محمد صادق سعیدی اشاره کرد. [ نیازمند منبع]

جمله سازی با فرشه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این بود شهادت «اولوالعلم» وین بود فرشه را هم اقرار

💡 من به فرشه یکی تدبیر سازم تادگر ناید اندر چشمم این اشک فضولی هر زمان

ویو یعنی چه؟
ویو یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز