لغت نامه دهخدا
فراروی. [ ف َ ] ( ص مرکب ) سرشناس و معروف: کسانی که نامدار و فراروی بودند همه آنجای حاضر بودند و بنشستند. ( تاریخ بیهقی ).
فراروی. [ ف َ ] ( ص مرکب ) سرشناس و معروف: کسانی که نامدار و فراروی بودند همه آنجای حاضر بودند و بنشستند. ( تاریخ بیهقی ).
(فَ ) ۱ - (ق مر. ) پیش روی، برابر. ۲ - (ص مر. ) سرشناس، معروف.
۱. پیشِ رو، برابر.
۲. (صفت ) [قدیمی، مجاز] سرشناس، معروف.
پیش رو، برابر، به معنی سرشناس ومعروف نیزگفته اند
۱ - پیش روی برابر ۲ - ( صفت ) سرشناس معروف.
پیش روی، برابر.
سرشناس، معروف.
💡 عوارض زیستمحیطی و سلامتی پرسنل دو چالش فراروی این صنعت است. اسید سولفوریک به کار رفته در اینگونه باتریها باعث آسیب جدی به سیستم تنفسی مشخصا بیماریهای انسدادی ریه مانند برونشیت و آمفیزم میگردد. سرب نیز یکی از ریسکهای این صنعت است و بخارات ذوب آن و پودر سرب بکار رفته در صفحات باتریها پیامدهای بسیار ناگوار بر سلامتی کارگران دارد.
💡 اسپانیا به عنوان یکی از اعضای ناتو در فعالیتهای امنیتی چند جانبه بینالمللی شرکت داشته است. عضویت این کشور در اتحادیه اروپا یکی مهمترین بخشهای سیاست خارجی اسپانیا است. حتی در مواجه با بسیاری از بحرانهای فراروی کشورهای اروپای غربی، اسپانیا ترجیح داده است تا اقداماتش را با سازوکارهای سیاسی اتحادیه اروپا هماهنگ کند.
💡 در طول سال ۲۰۰۷، هیچ گزارشی از خشونت همراه با فشار برای تبعیت از باورهای ماهایانا وجود نداشت. گزارشهای سوءاستفاده اجتماعی یا تبعیض مبتنی بر باور یا عمل مذهبی نیز وجود نداشت. در حالی که در اواخر دهه ۱۹۸۰ و اوایل دهه ۱۹۹۰ هیچ گزارشی از تکرار فراروی سازنده وجود نداشت، فشار اجتماعی و دولتی برای انطباق با اعتقادات کاگیوپا دروکپا شایع بود.