لغت نامه دهخدا
فراخ عنان. [ ف َ ع ِ ] ( ص مرکب ) مرکبی که عنانش آزاد باشد:
گاه از او اشهب فراخ عنان
گاه از او ادهم درازرکاب.سوزنی.
فراخ عنان. [ ف َ ع ِ ] ( ص مرکب ) مرکبی که عنانش آزاد باشد:
گاه از او اشهب فراخ عنان
گاه از او ادهم درازرکاب.سوزنی.
( صفت ) مرکبی که عنانش آزاد باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سمند بختت و سیر فلک فراخ عنان کمند عزمت و دست قضا دراز آهنگ
💡 گاه از اشهب فراخ عنان گاه از ادهم دراز رکاب